الشيخ حسين المظاهري

65

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى )

وقتى پدرى چون اميرالمؤمنين ، سى سال براى مصالح اسلام صبر كند و با ديگران بسازد ، و چون كسى كه خارى در چشم او و استخوانى در گلوى او باشد ، در اين جهان زندگى كند ، فرزندى چون حسن خواهد داشت كه ده سال براى مصالح اسلام صبر مىكند و با معاويه مدارا مىنمايد . او مادرى چون زهرا دارد كه غذاى خود و وابستگان خود را به فقير مىدهد ، سپس غذا تهيه مىكند . يتيمى مىآيد و باز غذا را به او مىدهد و در بار سوم غذا را به اسير مىدهد و بالاخره با آب افطار مىكنند و غذا نمىخورند ، و آيهء مباركه : وَيُطْعِمُونَ الْطَّعَامَ عَلَي حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَاسِيراً « و غذاى خود را كه به آن احتياج داشتند ، به فقير و يتيم و اسير مىدهند . » در حق آنان نازل مىشود ؛ « 1 » اين ايثارگرى را فرزندش حسن به ارث خواهد برد . روزى سائلى خدمت آن بزرگوار آمد و اظهار فقر كرد و براى آن حضرت دو بيت شعر خواند كه مضمون آن چنين است : « چيزى ندارم كه بفروشم و حوايج خود را رفع كنم ، و حالم برگرفته‌ام گواه است و فقط آبرويم مانده ، كه مىخواستم فروخته نشود ؛ ولى امروز تو را خريدار يافتم ، آبرويم را بخر و مرا از فقر نجات ده ! » « 2 » حضرت به آن كسى كه تهيهء مخارج در دستش بود ، فرمود : « هر چه دارى به اين مرد بده كه من از او خجالت مىكشم ! » دوازده هزار درهم موجودى را به او داد ، چنان كه براى مخارج آن روز چيزى نماند ، و جواب دو شعر را نيز چنين داد : « تو از ما با عجله چيزى خواستى ، آنچه بود داديم و بسيار كم بود . بگير و آنچه داشتى

--> ( 1 ) - انسان ، آيهء 8 ( 2 ) - لَمْ يبْقَ لى شَىءٌ يباعُ بِدِرْهَمٌ * يكْفيكَ مَنْظَرُ حالَتى عَنْ مُخْبَرى 3 الّا بَسقايا ماءِ وَجْهٍ صُنْتُهُ * الّا يبَاعَ وَقَدْ وَجَدْتُكَ مُشْتَرى